الشيخ رسول جعفريان
330
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
مىكردند . منبه و نبيه دو فرزند حجاج سهمى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگفتند : « خدا كسى جز تو را نيافت كه پيامبريش دهد ؟ در اينجا كسانى هستند كه از تو مسنتر و ثروتمندترند . آنان مىگفتند : او يك تعليم داده شدهء ديوانهاى است كه آنچه مىخواند اهل كتاب به او تعليم مىدهند . » « 1 » اعتراض به نبى شدن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از ميان آن همه مردمى كه در مكه وطايف زندگى مىكردند ، فراوان بوده است . در سورهء زخرف كه به بسيارى از دعاوى مشركين اشاره شده آمده است : « گفتند : چرا اين قرآن بر مردى از بزرگمردان آن دو قريه نازل نشده است ؟ » و خداوند در پاسخ فرمود : « آيا آن رحمت پرودگارت را تقسيم مىكنند ؟ حال آنكه ما روزى آنها را در اين زندگى دنيا ميانشان تقسيم مىكنيم . و بعضى رابه مرتبت ، بالاتر از بعضى ديگر قرار داديم تا بعضى ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد مىآورند بهتر است . « 2 » » خداوند از اين احساس « اكابر مجرمين » در ميان اقوام گذشته ياد مىكند كه گفتند : « ما ايمان نمىآوريم تا آنگاه كه هرچه به پيامبران خدا داده شده به ما نيز داده شود ؛ بگو : خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد « 3 » . » آنان نه تنها اين احساس را نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داشتند بلكه حتى نسبت به كسانى كه در اطراف وى بودند همين سخن را مىگفتند ؛ خداوند مىفرمايد : « وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ ، كافران مؤمنان را گفتند : اگر در آن خيرى مىبود ، اينان در پذيرفتنش بر ما سبقت نمىگرفتند . » « 4 » مشركين از سر كبر ، خود را معيار حق تصور مىكردند و ضعيفان را معيار نادرستى اسلام . و در جاى ديگر آمده : « وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا ، أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ؟ همچنين بعضى را به بعضى آزموديم تا بگويند : آيا از ميان ما اينان بودند كه خدا به آنها نعمت داد ؟ آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ؟ » « 5 » زمانى كه صُهَيب و عمار و خبّاب از برابر قريش مىگذشتند ، قريشيان با تمسخر آنها ، مىگفتند : اينان همنشينان محمداند . « 6 » قريش بر اين باور بود كه تنها « ضعفة الناس » از وى پيروى كردهاند « 7 » . خداوند دربارة
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ص 144 . در سورهء دخان ( آيهء 14 ) آمده : ثمَّ تولّوا و قالوا معلَّم مجنون اين دو برادر كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نفرينشان كرد ، به دست على بن ابى طالب عليهما السلام كشته شدند . ( 2 ) . زخرف ، 32 - 31 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ص 361 ( 3 ) . انعام ، 124 ( 4 ) . احقاف ، 11 . اين سخن ابوجهل بوده است : انساب الاشراف ، ج 1 ص 196 ( 5 ) . انعام ، 53 ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ص 184 ( 7 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ص 347